سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
212
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
در نتيجه بايد گفت : از اين دوازده صورت در هفت موردش قول زن مقدّم است و اين هفت مورد عبارتست از شش صورتى كه با فرض مدخول بها بودن مدعيه جمع مىشود اعم از اينكه تاريخ بيّنه مدعيه مقدم بوده يا مؤخر باشد و يك صورت ديگر از آن شش صورتى است كه از دخول مرد با وى خالى بوده و مدعيه مدخول بها نباشد و آن موردى استكه تاريخ بيّنه زن بر تاريخ بيّنه مرد مقدم باشد . و در پنج صورت باقيمانده قول مرد را بر زن تقديم ميدارند . قوله : امّا ان تكون مطلقتين : مقصود از مطلقه بودن بيّنه اين است كه تاريخ مشهود به را بيان نكنند بنابراين در مورد سخن بيّنه زن مدعيه شهادت مىدهد كه مرد با مدعيه عقد تزويج بسته است و شاهد مرد مىگويد مرد با خواهر مدعيه عقد ازدواج كردهاند قوله : او مؤرختين : يعنى هركدام از شاهدهاى طرفين تاريخ مشهود به را ذكر مىكنند . قوله : او احديهما مطلقه و الاخرى : ضمير در [ احديهما ] به [ بينتين ] راجع مىشود . قوله : و على تقدير كونهما مؤرختين اما ان يتفق التاريخان : مثل اينكه بيّنه مرد مىگويد در روز اوّل ربيع الاوّل وى با خواهر مدعيه ازدواج كرده و بيّنه مدعيه نيز شهادت به ازدواج مرد در همين روز با مدعيه مىدهند . قوله : او يتقدم تاريخ بيّنته : يعنى تاريخ بيّنه مرد مثل اينكه بيّنه مرد شهادت مىدهند كه وى با خواهر مدعيه در روز اوّل